السيد حامد النقوي
126
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم حضرت امير المؤمنين عليه السلام را مىدانستند ، و خلافت ثلاثه را باطل ، و چون بسيارى از ائمه و اساطين اهل سنّت ، ابن عباسيه را خلفاء بر حق مىدانند ، و مبالغه در تعظيم و تبجيلشان مىنمايند ، پس باثبات تشيّع عباسيه صحت خلافت بى فاصله جناب امير المؤمنين عليه السلام ، و افضليت آن حضرت بر زبان ائمّه و اساطين سنيه ثابت شود . و نيز كثرت معتقدين خلافت بى فاصلهء جناب امير المؤمنين عليه السلام در زمان اول ثابت شود ، و زعم واهى تفتازانى و امثال او باطل گردد . اما تشبث بعنوان مجلس هشتم كه در آن صاحب « مجالس » عباسيه را ذكر كرده پس آن هم بعنوان بى انصافى معنون است ، زيرا كه در اين عنوان مذكور است يكى ملوك نامدار و ديگر سلاطين كامگار ، پس از كجا ثابت توان كرد كه از فرقهء ناجيه أولو الابصار و البصائر بيان هر دو لفظ است ، بلكه مىگوئيم كه از فرقه ناجيه الخ بيان سلاطين كامگار است و بس . و بنا بر اين آن سلاطين كه معتقد بجميع اعتقادات حقه و كل ضروريات مذهب اهل حق بودند ، داخل در سلاطين كامگار باشند ، و كسانى كه بسبب مخالفت بعض عقائد حقّه خارج شدند ، از اهل حق مثل بنى العبّاس و غير ايشان داخل ملوك ، و وصفشان بنامدار ، بنابر شهرت دنياوى وصيت حكومت است ، نه باعتبار دين فتأمّل و أنصف حتى يأتيك اليقين . و قطع نظر از اين هر گاه بعد اين عنوان كه براى اين مجلس نوشته ، چون عنوان جندى كه در آن بنى العباس را ذكر فرموده ، صريح